وب سایت شخصی محبوبه چنگیز

عزت نفس و نویسندگی

به یاد دارم که در زندگی به مرحله ای  رسیده بودم که مانند مرغ پر کنده ای آشفته بودم و شخصیتم مثل پازل به هم ریخته ای بود که نمیدانستم باید  چگونه چیده شود .انقدر با باورهای جامعه به تضاد رسیده بودم که تشخیص رفتارهای درست و غلط را نمیدانستم ،انقدر مشغله داشتم که فرصتی برای فکر کردن به این مسائل نداشتم ولی خوب زمانی رسیده بود که این دوگانگی ها زندگی طبیعی را از من سلب کرده بود ، حضور در جمع  خوشحالم نمیکرد و همیشه احساس تنهایی میکردم .فکر میکردم کسی زبان مرا نمی فهمد . تبدیل به اژدهای خشمگینی شده بودم که اگر  حس میکردم کسی ناراحتم میکند شعله خشمم او را تبدیل به خاکستر میکرد . زودرنج و حساس بودم از کوچکترین ناراحتی ها کاه می ساختم . دوستانم بسیار دست به عصا صحبت میکردند نکند به تریج قبایم بربخورد.خودم را لایق دوست داشتن نمیدانستم و کسی را که به من نزدیک میشد  پس میزدم .

به مرکز مشاوره رفتم میخواستم  اقیانوس درونم را آرام کنم . بعد از چند جلسه مشاوره به من گفتند بنویس تمام رفتارهای هر روزت را ،افکارت را .

وقتی شروع کردم به نوشتن ابتدا یک سری کلمات درهم و بر همی بود که هیچ معنایی نداشت انگار ذهنم مثل سطل زباله ای بود که داشت از آشغال منفجر می شد.

کتاب راه هنرمند را به من معرفی کردند و در آن برای پرورش خلاقیت گفته شده بود بعد از بلند شدن از خواب صیحگاهی 3 صفحه بدون سانسور بنویسید، مدتی نوشتم و رهایش کردم .

گفتند در مورد کودکی ات بنویس چون خیلی از خصوصیاتهای  شکل گرفته در ما به علت تربیت ما در کودکی است هر چه فکر کردم چیزی یادم نیامد تا اینکه کلاس آقای شاهین کلانتری را به من معرفی کردند .

به خاطر شخصیت کاریزماتیک آقای کلانتری من مثل ماهی که به قلاب ماهی گیری گیر کنم ،به طرز عجیبی با اشتیاق در کلاسهای ایشان شرکت می کردم . میرفتم، با علاقه ،مثل کودکی که سر از پا نمی شناخت .

به یمن بیماری کرونا در دوره پرکاری و پولسازی آنلاین آقای کلانتری شرکت کردم و درآنجا به ما تکلیفی داده شده که کلید عدم موفقیت  خود را در طول زندگی پیدا کردم .

اری باید مینوشتم ،نوشتم شکستهای مکرر را در زمانهای مختلف و سهم خود م را هم درآن تجربه ها دیدم . دیگرنمیتوانستم دیگران  را صد در صد مقصر بدانم چون به صورت مکتوب با دست خودم و با رضایت کامل وآگاهانه اعتراف کرده بودم انچه را که  واقعیت داشت .

ترسیدم که مبادا این متن را کسی ببیند یاد جمله نویسنده ای به نام سینیتا اریک افتادم که گفته بودند  “اگر بخواهم بگویم نوشتن چیست باید گفت تجلی شجاعت ” و من نیز میگویم اگر صادقانه باشد .

به نظر من همین که از مرحله  ترس از روبرو شدن با خود انسان بگذرد میتواند برترسهای بزرگتری غلبه کند .مانند ترس از قضاوت مردم ،ترس از مسخره شدن و….به شرط اینکه نویسنده بخواهد با ترسش روبرو شود و آن را در عموم مطرح کند .در این صورت است که هم روح خودش رشد میکند و بزرگ میشود و هم مخاطبینش با ترسهایشان روبرو میشوند .

برای اولین بار در من نیروی ترس به قدری شدید بودکه قادر نبودم حتی انرا بعنوان تمرین کلاسی ارائه دهم  تا اینکه  دوست عزیزم خانم بیتا کیهانی مرا تشویق کرد که اولین خودافشایی خودوتا حدودی ماجراهایی از زندگی خصوصی ام درسایتم  منتشر کنم و بدون حضور ایشان امکان پذیر نبود .

برایم نوشتن، حکم روانکاوی را دارد که بدون اینکه کلامم را قطع کند  با حوصله وصبوری گوش میکند اجازه میدهد فرایند تبدیل احسات و افکارم به کلمات انجام شود تا ببینم که در سرم چه میگذرد و چه چیزی نوشته میشودکه درواقع همان سرنوشت ماست .

به قدری فرایند تولید محتوا برایم شیرین و جذاب بود که برایم مثل زمین بازی و سرگرمی ،شده است . هر روز ترسهایم را با لحن های متفاوت در آغوش میگیرم و تاریخ زندگی ام را مکتوب میکنم برخی اوقات با زبان طنز و غیر مستقیم .گه گاهی  با زبان جدی و محکم و گاهی اوقات به صراحت و بدون پرده .

خوشحالم که هر روز شخصیتم شجاعانه تر خود را در کلمات به تصویر میکشد و دیگر به خاطر ترس از قضاوتها سر خودش را  مثل کبکی در برف نمیکند . بلکه کمک میکند که کبکهای  دیگری که سر در برف دارند راحتتر بیرون بیایند .

درآخر مینویسم چو میخواهم خوشحال و شاد باشم ،از خودم انسان بهتری بسازم ،رویاهای خاک گرفته ام را پیدا کنم و انها را رشد دهم .باورهاییکه مانند علفهای هرز جلوی شاد بودنم را گرفته هرس میکنم .

در این مدت یاد گرفتم هیچ خوب و بدی وجود ندارد و فقط تفاوتها در نوع نگرشهاست

در این مدت اموختم ترس ها ی ما یک توهم است کافیست داخلش شوی تا به پوچ بودنش واقف شوی در نهایت

مینویسم چون میخوام لذت زندگی را تجربه کنم که حق هر آدمی است پس تو هم بنویس .

0 0 vote
Article Rating
Subscribe
Notify of
0 Comments
Inline Feedbacks
View all comments
0
Would love your thoughts, please comment.x
()
x