وب سایت شخصی محبوبه چنگیز

فرق عزت نفس و اعتماد به نفس به زبان آدمیزاد

مقدمه

به یاد دارم که هر وقت  میخواستتد فرد موفقی را در بین فرزندان فامیل و بعدها در محیط کار مثال بزنند، اسم مرا بر زبان می آوردند و به فرزندانشان میگفتند که از من یاد بگیرند  چگونه پله های ترقی را دو تا یکی طی کردم و من هم با شنیدن این صحبتها قند در دلم اب میشد و تا هفت آسمان از فرط خوشحالی پرواز می کردم و برای حفظ این تایید ها سخت کار می کردم

 من آنقدر مهارت داشتم که هر آنچه را که اموختم در زندگی ام به کار گیرم  و از آن  بعنوان منبع درآمدی برای خود ایجاد کنم حتی اگر دانسته هایم در حد پر کاه بود، به خاطر همین توانمندی که داشتم اصولن برای کارهای تیمی انتخاب می شدم و همه جز افتخاراتشون بود که من جز اعضای تیم هستم چون من فقط به پیروزی فکر میکردم

سالیان سال گذشت و من همچنان به عنوان نیروی کارآمد مانند رباط و مطیع در سیستم کار می­کردم .در اداره نیز کارمندی بودم که  هر چه میگفتند گوش میدادم و انقدر کارقبول میکردم تا به قول معروف آمپر میسوزاندم و مانند گاو نه من شیرده با عصبانیت  تمام زحماتم را به باد می دادم

با اینکه سعی می کردم با آدمهای ناسازگار،موذی و بدجنس  درگیر نشوم وبه قول معروف اهسته بروم آهسته بیایم باز شکار چنین افرادی می شدم و چون راههای برخورد با این افراد را بلد نبودم در نهایت یا با فرار کردن و خارج شدن از تیم و یا با پرخاشگری به علت آزارهای زیاد رفتارهای هیجانی از خودم بروز میدادم که در هردو صورت علیرغم تمام زحماتی که در گروه کشیده بودم  بعنوان فرد ناسازگاری شناخته می شدم و از تیم بیرون میآمدم یا اخراجم میکردند. چونکه  هیجاناتم را نمیتوانستم کنترل کنم و  وارد بازی روانی انها میشدم و آنها با سیاستهای خود، مرا یا با خواسته خود و یا با خواسته خودشان کنار میگذاشتند . وقتی من را از کار کنار می گذاشتند من احساس بی ارزشی را تجربه میکردم ولی با اینکه این جمله را شنیده بودم ” وقتی اسکناسی مچاله میشود از ارزش ان ذره ای کم نمیشود “ولی من این را شنیده بودم ولی باور نداشتم

یکی دیگه از مسایلی که داشتم این بود که دوست داشتم از حقم دفاع کنم ولی قادر به انجام این کار نبودم  با اینکه در عرصه های مختلف مهارتهای زیادی کسب کرده و  آدم توانمندی بودم ، در مهارتهای تیمی خیلی خوب نبودم.

اگر در غار زندگی میکردم قطعن خیلی موفق تر بودم ولی از آنجایی که انسان موجودیست اجتماعی و لازمه سلامت روانیک فرد ، بودن در جامعه است

این مطالب را خدمتتون عرض کردم که بگویم لزومن  انسان موفقی که  دارای مهارتهای زیادی ست نمیتواند خوشحال باشد و برخی از افراد  شخصیت شان با

داشته هایشان  شکل می گیرد 

تعریف عزت نفس

          عزت نفس یا همان   به معنای خود ارزشمندی است حالا این یعنی چه ؟  self esteem

من سعی میکنم با مثالی این کلمه را برای شما عزیزان روشن کنم .

بطور مثال ما اگر باغی را در نظر بگیریم خاک این زمین را میتوان به عنوان عزت نفس در نظر گرفت که هر چه مرغوبتر باشد عزت نفس ما سالمتر است

وهمانطور که کودهای شیمیایی و مدل شخم زدن در بهبود و تقویت خاک مهم است موارد زیادی از جمله محیط خانواده ،جامعه در بهبود عزت نفس ما  موثرند و هر

چه این زمین سالمتر باشد ما هر چه در ان بکاریم کیفیت بهتری   خواهد داشت .

به زبان ساده تر،عزت نفس میزان ارزشمندی و احساس رضایتی که ما نسبت به خودمان داریم فارغ از کلیه مدارک و موفقیتهای مالی، اجتماعی که

کسب کرده ایم به عبارتی اینکه  با دقت به خودمان نگاه کنیم و از خود بپرسیم

آیا خودم را بدون داشتن تحصیلات و …… انسان مهم و مفیدی می دانم؟

آیا من چون ارزشمند هستم کار می کنم یا کار می کنم که ازشمندی خود را ثابت کنم

آیا من چون مدیر هستم مفید و ارزشمند و یا اگر شغل دیگری و سمت پایین تری هم داشتم باز ارزشمند هستم ؟

آیا وقتی در جمع هستم میتوانم نظرم را با حفظ احترام به خودم و دیگران بیان کنم و یا سکوت می کنم و مطابق جمع رفتار میکنم هر چند بر خلاف میلم باشد

آیا اگر حقی از من زایل کنند می توانم از آن دفاع کنم و یا با گفتن این جمله که مهم نیست که کار به اسم چه کسی باشد من برای دل خودم کار کردم ،کلاه

بر سر خود گذاشته و سکوت میکنید و از حق خود میگذرید ؟

آیا هیچوقت ترفیع را حق خود می دانید و یا میگویید باید خودشان شعورشان برسد و اینگونه مسئولیت را ازگردن خود باز می کنید ؟

آیا با بی احترامی های دیگران برخورد میکنید و یا خود را فردی متواضع نشان می دهید  که هر کسی اجازه این را به خودش میدهد که شخصیت شما را لگدمال کند و شما در درون از این رفتارها حرص یخورید، در دلتان خشمتان را تبدیل به کینه میکنید  و یا پای غیبت و افرادی مثل طاهره خانم را در زندگیتان باز می کنید و سعی میکنید با بدگویی، مقداری از کینه خود را خالی کنید ؟

عزت نفس پس تا حالا متوجه شدیم که شامل تعاریف زیر است

کسی که از خودش از نظر جسمی ،روحی ،کیفیت زندگی و….. راضی است نه از خودراضی و مغرور

بعبارتی خودش را با تمام معایب و نقایصش قبول دارد نه از قدکوتاهش شکایتی میکند و نه از دماغ بزرگش ناراضی است، نه با شغلش درگیر است نه

بااقداماتی که در طول زندگیش برای بهبود خود انجام داده مکالمه دارد و خود را سرزنش نمیکند بلکه به شکستهای خود بعنوان تجربه نگاه می کند کسی که هم به خودش احترام میگذارد و هم به دیگران ،هم از خودش مراقبت میکند و هم از دیگران .برای خودش مرزهایی قرار میدهد نه به کسی اجازه میدهد وارد حریمش شوند نه خودش وارد حریم کسی می شود .

کسی که خودش و دیگران را ارزشمند می داند

کسی قدرت انتخاب دارد ودچار تردید نمیشود .

بطورمثال کسانی که دارای عزت نفس کمی هستند اگر خریدی برای خود انجام دهند، اگر شخصی سلیقه آنها را زیر سوال ببرد ،این افراد آن جنس را برای همیشه کنار میگذارند حتی اگر برای تهیه ان کلی زحمت کشیده باشند .

کسی که مشخصات فوق را دارد دارای عزت نفس خوبی است و عزت نفس می تواند بنابر شرایط جامعه و موقعیتهایی که داریم رابطه سینوسی پیدا کند ودچار نوسان شود هرچه عزت نفس ما بیشتر باشد ما احساس ارزشمندی بیشتری تجربه میکنیم و چنین افرادی  با افراد خودخواه متفاوتند

اما کسانی که خودخواه هستند دارای این خصوصیات  اخلاقی هستند که

فقط از خودشان راضی هستند

فقط به خودشان احترام میگذارند

فقط خودش را ارزشمند میدانند

تعریف اعتماد به نفس

اعتماد به نفس  self confidence  یعنی خودکارآمدی میباشد اینکه من مهارتی در انجام کاری داشته باشم و یا یک متخصص مشهوری باشم . اعتماد به نفس در واقع در واقع به صورت موردی است مانند فوتبالیست معروف ،پزشک با تجربه .کسی که فوتبالیست معروفی است اصولن پزشک مشهوری نیست پس در زمینه پزشکی اعتماد به نفس ندارد

در واقع کسی که اعتماد به نفس خوبی دارد لزومن عزت نفس خوبی ندارد همانطورکه من خیلی از انسانهای متخصص را دیدم که از زندگی خود راضی یستند و صرفن به یک ماشین تولید کار و پول تبدیل شده اند .

 

تفاوتهای عزت نفس و اعتماد به نفس

عزت نفس از طریق باورهای ما در مود خودمان شکل میگیرد و تغییر ان سخت هست ولی اعتماد به نفس با تلاش وتمرین مستمر و مهارت ،در یک مورد خاص بدست می آید مانند نویسنده شدن

اعتماد به نفس کاذب داریم ولی عزت نفس کاذب نداریم

اعتماد به نفس کاذب شخص ادعای مطلبی را می کند که قادر به انجام ان نیست و در موقع عمل دچار مشکل می شود

عزت نفس در هر صورت میتواند بهبود پیدا کند و کسی که شخصی دچار خودشیفتگی میشود که فقط به خودش بها میدهد در واقع او هم دچار عزت

نفس پایینی است که مدل رفتار او با دیگران متفاوت است و برای پوشش دادن این مسئله  خود، برای اینکه کم نیاورد ،از موضع بالا برخورد میکند .

اگر عزت نفس مانند خاک یک زمین باشد درختان اعتماد به نفسهای ما هستند، اگر این خاک مرغوب باشد اعتماد به نفسمان را در هر زمینه ای زودتر وراحتتر

بدست میآوریم ولی هر که اعتماد بنفس دارد لزومن عزت نفس خوبی ندارد .

0 0 vote
Article Rating
Subscribe
Notify of
6 Comments
Oldest
Newest Most Voted
Inline Feedbacks
View all comments
Farnaz
5 months ago

سلام و تشکر برای مقاله خوبتون. بسیار زیبا و ریز بینانه بیان کردید. در مورد شغل دقیقا برای من پیش آمده که دوره ای که به هر دلیلی شاغل نبودم نتونستم خودم را بپذیرم یا حتی در حین کار تایم استراحت خیلی کمی برای خودم در نظر میگرفتم و یا با کمی استراحت حس عذاب وجدان و همینطور ترس از مدیر و کارفرما داشتم درصورتی که بنده خداها میگفتن تو رو خدا تو فقط استراحت کن 🙂 اما عین ربات کار می کردم و خیلی زود از کار خسته و دلزده می شدم
عزت نفس خیلی خیلی مفیده و حکم شاه کلید رو داره ممنونم از مقاله خوب و زیبا و کامل و خیلی مفیدی که نوشتید

حدیث
5 months ago

عالی بود دوست عزیز.
ممنون از اشتراک مقاله زیباتون⁦✳️⁩⁦✳️⁩⁦✳️⁩

فریبا معلمی
4 months ago

سلام محبوبه جان.خیلی در مورد عزت نفس و اعتماد بنفس خونده بودم ولی هیچکدوم به این خوبی که تو تعریفشون کردی با مثال برای من قابل فهم نبودن.ممنونم

6
0
Would love your thoughts, please comment.x
()
x