وب سایت شخصی محبوبه چنگیز

آرشیو دسته بندی: ماجراهای خانم مارپل

اضطراب امتحان آنت و جواب خانم خانم مارپل

💞 سلام خانم مارپل عزیز شبتون خوش، خانم مارپل امیدوارم حالتون خوب باشه . کاشکی پیشم بودید چون من خیلی حالم بده .همش یاد اون روزایی میافتم که میومدم پیشتون صحبت میکردم .دوست داشتم همیشه کنارم باشید نه اینکه من نامه بنویسم و انقدر منتظر جواب بمونم . خانم مارپل عزیز ،من چند وقته انقدر […]

رفتن به مراسم نامزدی جولیا

🤩 سلام مارپل و پوارو تصمیم گرفتند تا جواب ازمایش تست کرونای انها مشخص شوند چمدان خود را برای سفر ببندند تا برای مراسم ازدواج جولیا سروقت  برسند . البته خوشحالی انها دیری نپایید ،چونکه جواب ازمایش مارپل مثبت از اب در امده بودو به او اجازه پرواز داده نمی شد . مارپل که انتظار […]

ترس از شکست انت و پاسخ خانم مارپل

😍 سلام خانم مارپل عزیز شبتون به خیر خانم مارپل امیدوارم شما و عمو پوارو حالتون خوب باشه . خانم مارپل من باز هم ناراحتم خیلی خیلی زیاد 😔 خانم مارپل من چند سال هست که توی هیچ مسابقه ورزشی شرکت نمیکنم چون انقدر دوستانم در ورزش قوی هستند که اگر من شرکت کنم نفر […]

قهر مارپل و پوارو قسمت چهارم

✅ پ: مارپل جان الان کجایی؟ م: هتل kingstone پ.شبی چند دادی ؟ م: چیه از پول خودم نباید برای خودم‌خرج کنم ؟ پ: من چیزی گفتم والله برو برای خودت خرج کن ،برو برای خودت لباس بخر برو ارایشگاه م : حتمن مثل دختر عمه ات کاترین ،حتمن اگر برای منن یکی اینطور خرج […]

قهر مارپل و پوارو قسمت سوم

🌹 صدای زنگ موبایل مارپل را از سرزمین فکرهایش بیرون کشید و به خودش اورد.با ناامیدی به موبایل نگاه کرد این بار خودش بود دوباره خشمش شعله ور شد که چرا زودتر زنگ نزده است خواست جواب ندهد دید بین کشمکش عقل و دلش ،این دل است که فرمان را بدست گرفته گوشی را برداشت […]

قهر مارپل و پوارور قسمت دوم

🤔 پوارو نامه مارپل را بارها و بارها خواند .از وقتی که مهاجرت کرده بودند، با معضلات عجیب و غریبی دست و پنجه نرم کرده بودند که باعث شده بود خیلی عصبی شوند،یکی از این مسایلی که خیلی آزارش میداد بیکاری اش بود و اینکه فکر میکرد شناخته شده تر از این حرفها باشد و […]

خانم مارپل گذر زمان را توصیف میکند

🤩 سلام انت جان از اتفاقی که برایت افتاده بسیار ناراحت شدم و امیدوارم اثر غصه ها در زندگیت بزودی کمرنگ شود. 🌺 انت جان در رابطه با موضوع اول که گفته بودی که کلی عکس از دوران کودکی برادرت در آلبوم خانوادگی وجود داره و تو فاقد عکسی هستی میخواهم بگویم عزیزم در زمان […]

انت بستری میشود

🧭 سلام خانم مارپل عزیز خوبید ؟ خانم مارپل من خیلی حالم بده 😫🥺 میدانید چرا ؟ خوب معلوم هست که دلیلش را نمیدانید الان برایتان تعریف میکنم .😩😩🥺🥺 ☘ خانم مارپل عزیز من همیشه فکر میکردم پدرم دیوید را خیلی از من بیشتر دوست دارد . در آلبوم خانوادگی از دیوید کلی عکس داریم […]

خانم مارپل میرود به قهر

🌹 پوارو با صدای زنگ ساعت از خواب بیدار شد . ساعت ۹ صبح بود . نمیدانست چرا انقدر احساس خستگی میکرد یاد دعوا و مشاجره اش با مارپل افتاد که سر مخارج خانه با هم بحثشان شده بود. این نداشتن کار ثابت برای او معضلی شده بود و سر این موضوع با هم صحبت […]

هنر گوش دادن

😀 خانم مارپل همانطور که عصبانی و خسته وارد اتاق میشد با خودش فکر میکرد که چه قدر احساس خستگی و تنهایی میکند و با هیچکس نمیتواند در مورد این موارد صحبت کند حتی با پوارو که محرم اسرارش هست و او هم مسایل خاص خودش را دارد و نمیخواست با مطرح کردن مشکلاتش باری […]